بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه مسئله‌ی زن جزو مسائلی است که در جوامع غربی خیلی سر و صدا دارد و اسلام را متهم به زن ستیزی و سلطه‌جویی بر زن می‌کنند.

نیازی به توضیح نیست که از غرب انتظاری جز این نمی‌رود زیرا دشمن قسم‌خورده‌ی اسلام و مسلمین است.

از دشمن اگر انتظار صداقت و درست‌کاری داشته باشیم بی‌جاست.

اما مشکل این است که مسلمانان امروزی غرب را دشمن خود فکر نمی‌کنند که هیچ، دوست وفادار و غم‌خوار نیز قبولش کرده‌اند.

تفاوت زن و مرد

تصویر غرب:

۱‌-غربی‌ها می‌گویند زن و مرد با هم هیچ تفاوتی ندارند پس هرکاری که مرد می‌کند زن هم باید انجام دهد.

تصویر اسلام:

اگر قرار بود زن و مرد مثل هم باشند و هرکاری که مرد کرد زن هم انجام دهد پس چه نیازی به آفریدن دو جنس متفاوت بود یا همه را الله متعال مرد می‌آفرید و یا زن. اینکه می‌بینیم، دو جنس متفاوت است با دو کارکرد مختلف. زن مثل مرد و مرد هم مثل زن نیست. روانشناسان نیز بر این امر تاکید دارند که زن و مرد روحیات و خلقیات کاملا متفاوت دارند نباید مثل هم پنداشته شوند.

کار کردن زن و مرد

تصویر غرب:

زنان نیز باید مثل مردها و در محیط مردانه کار کنند و گرنه در حق زن ظلم می‌شود.

تصویر اسلام:

در اسلام تقسیم کار صورت گرفته است مثل هر سازمان یا اداره‌ای که تمام کارها را تمام افراد انجام نمی‌دهند بلکه هر فردی یک کار را انجام می‌دهد مثلا کارمند کار خود را انجام می‌دهد و مدیر کار خود را، اگر تمام کارمندان به کار مدیر مشغول شوند چه اتفاقی می‌افتد؟ این یعنی تقسیم  کار. خانه نیز مانند هر سازمان و اداره‌ای نیاز به تقسیم کار دارد.

در ثانی وقتی شما می‌گوئید که زن هم مانند مرد باید در بیرون خانه کار کند پس بگوئید که کار خانه را چه کسی باید انجام دهد؟ لابد می‌گوئید که کار خانه مربوط به زن می‌شود در این صورت زن را مجبور کردید که هم در خانه و هم در بیرون خانه کار کند یعنی دو برابر مرد. و این یعنی ظلم. و اگر می‌گوئید که زن در خانه کار نکند پس در این صورت کار خانه معطل می‌ماند و نظام خانه و خانواده از هم می‌پاشد. این یعنی فروپاشی خانواده. در اکثر جوامعی که زنان بیرون از خانه کار می‌کنند، کار داخل خانه را نیز مجبورا انجام می‌دهند و این یعنی ظلم.

سؤال:

در جوامع غربی چرا زن از خانه بیرون شد؟

جواب:

بعد از انقلاب صنعتی و زمانی که کارهای سخت و طاقت فرسا روی کار آمد، مرد به این فکر افتاد که چرا من باید مصارف زن را تامین کنم؟ پس به فکر چاره افتاد و چاره‌ی کار خود را در فریب دادن زن دید، لذا به زن گفت تا کنون تو را درخانه حبس کرده بودند و تو زندانی بوده‌ای حالا من می‌خواهم تو را آزاد کنم تا تو هم مثل مرد در جامعه پیشرفت کنی. منظورشان از پیشرفت این بود که من نمی‌خواهم مخارج تو را تامین کنم پس خودت برو کار کن و پول در بیاور.

سؤال:

چرا محیط کار زنان را جدا نکردند و در محیط مردانه آنها را مشغول کار کردند؟

جواب:

چون در جوامع غربی محدودیتی برای شهوت رانی و ارضای غریزه‌ی جنسی متصور نیست، پس خواستند که سر کار هم از این غریزه استفاده کنند و در این فرصت هم از زن محروم نباشند.

سؤال:

بیرون شدن زن از خانه چه ضررهایی به دنبال خواهد داشت؟

جواب:

وقتی زن از خانه برای کار بیرون می‌شود کسی برای سرپرستی و تربیه‌ی اولاد در خانه باقی نمی‌ماند و این در جامعه خساره‌ی بزرگی است که نسلی بدون تربیه بزرگ شوند. امروزه دانشمندان و روانشناسان تعلیم و تربیه اقرار دارند که هیچ مکتب و مدرسه‌ای مانند آغوش گرم مادر فرزند را تربیه نمی‌کند.

از سوی دیگر با افزایش حضور زنان در محیط‌های مردانه بازار فساد هم روز به روز گرم‌تر می‌شود و فحشا افزایش پیدا می‌کند.

سؤال:

غربی‌ها می‌گویند شما زنان را در خانه و به خدمت خانه گذاشته‌اید و عملا از زن به عنوان خدمتکار استفاده می‌کنید.

جواب:

در خانه خدمت پدر و مادر و یا اولادهای خود را بکند بهتر است یا اینکه در هوتل‌ها، رستوران‌ها، هواپیماها و دیگر مراکز، خدمت افراد بیگانه و نامحرم را بکنند؟

سؤال:

اگر زن در خانه بماند عملا نیمی از جامعه تعطیل می‌شود.

جواب:

این سؤال چندین جواب دارد که به هر کدام جدا جواب می‌دهم:

یک: شما آيا برای تمام مردها کار پیدا کردید که حالا ادعا می‌کنید که اگر زنان در خانه بمانند نصف جامعه بیکار می‌شوند؟ ابتدا به همه‌ی مردهای بیکار که در جامعه فراوان نیز هستند کار بدهید بعد ادعای کار برای زنان را داشته باشید چون مردان سرپرستی خانه و خانواده به دوش شان هست، اگر یک مرد بیکار باشد، یک خانواده به فقر و تنگدستی مبتلا می‌شود اما اگر یک زن بیکار باشد هیچ اتفاقی نمی‌افتد چون نفقه‌ی زن به عهده‌ی مرد است.

دو: وقتی زن را سر کار می‌آورید کار خانه را تعطیل می‌کنید. خانه بدون سر پرست رها می‌شود.

سه: مگر کار فقط پول درآوردن هست؟ آیا تعلیم و تربیه‌ی فرزندان برای آینده‌ی کشور کار به حساب نمی‌آید. امروزه کتاب‌های زیادی در تعلیم و تربیه‌ی فرزند نوشته شده است که اگر نگاهی کوتاه بیندازیم متوجه می‌شویم که نقش مادر در تربیت فرزند چقدر زیاد است؟

سؤال:

آیا زن در وقت ضرورت هم نمی‌تواند از خانه بیرون شود؟

جواب:

وقتی صحبت از بیرون شدن زن از خانه می‌شود، منظور بیرون شدن بدون ضرورت هست. در صورت ضرورت زن می‌تواند از خانه بیرون شود و مشکلش را حل کند.

سؤال:

پشت پرده‌ی حقوق زن و آزادی زن چه دسیسه‌هایی نهفته است؟

جواب:

در واقع تمام ادعاهای غرب مبنی بر حقوق زنان و آزادی زن، دروغین و برای به استعمار در آوردن زن و به خدمت گرفتن زن هست. شما ببینید حتی در جوامع غربی چه شغل آبرو مندی برای زن در نظر گرفته شده است؟ هرچه کار نظافت و پاک‌کاری است برای زنان است. در تمام دنیا شاید فقط به تعداد انگشتان یک دست هم زنان دارای پست و مقام پیدا نکنید چون در حقیقت چند زن را به قدرت می‌رسانند تا تمام زنان دنیا را در کوچه و خیابان به کارهای شاقه مبتلا کنند.

حالا می‌رسیم به حقوق زن در اسلام

۱ـ حقوق زن و مرد در اسلام مساوی است به زن هم به عنوان یک انسان حقوقش داده شده و به مرد هم. اما در بعضی از موارد حقوق این دو باهم متفاوت است.

تقاضای عدل الهی نیز همین است که چون مرد و زن باهم فرق دارند پس در بعضی موارد حقوقشان نیز مختلف خواهد بود. و اگر اینطور نمی‌بود، ظلم عظیمی در حق زنان می‌شد. همان‌گونه که امروزه در اروپای به اصطلاح متمدن و پیشرفته در حق زن ظلم می‌شود. حقوق زنان و مردان در پنج مورد باهم فرق دارد که در آینده به تفصیل خواهد آمد.

۲‌‌- زن در تکالیف شرعی با مرد برابر است مگر در چند جا که در حق زن تخفیف آمده است که آن‌هم بنا بر طبیعت زن هست. مثلا: در وقت عادت ماهوار زن از نماز معاف گردیده است و روزه اش هم به تاخیر میافتد. و چند نمونه‌ی دیگر…

۳‌-اسلام زن را مانند مرد حق داده است تا در مال خود تصرف کامل داشته باشد و به هیچ کس اجازه‌ی مداخله در مال زن را نداده است.

۴‌- بین زن و مرد در اعمال و کارهای خیر کاملا برابری است:

إِنَّ ٱلۡمُسۡلِمِينَ وَٱلۡمُسۡلِمَٰتِ وَٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡقَٰنِتَٰتِ وَٱلصَّـٰدِقِينَ وَٱلصَّـٰدِقَٰتِ وَٱلصَّـٰبِرِينَ وَٱلصَّـٰبِرَٰتِ وَٱلۡخَٰشِعِينَ وَٱلۡخَٰشِعَٰتِ وَٱلۡمُتَصَدِّقِينَ وَٱلۡمُتَصَدِّقَٰتِ وَٱلصَّـٰٓئِمِينَ وَٱلصَّـٰٓئِمَٰتِ وَٱلۡحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمۡ وَٱلۡحَٰفِظَٰتِ وَٱلذَّـٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّـٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا.(الاحزاب ۳۵)

ترجمه: بی‌گمان مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان عبادت کننده و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان وزنان فروتن و مردان و زنان صدقه‌دهنده و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خدا را بسیار یاد می‌کنند خدا برای همه‌ی آنان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است.

در جایی‌که خداوند از مرد تعریف می‌کند:

إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰٓ ءَادَمَ وَنُوحٗا وَءَالَ إِبۡرَٰهِيمَ وَءَالَ عِمۡرَٰنَ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ.آل عمران ۳۳

ترجمه: به‌یقین خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید.

زن را نیز مورد ستایش قرار می‌دهد:

وَإِذۡ قَالَتِ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ يَٰمَرۡيَمُ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰكِ وَطَهَّرَكِ وَٱصۡطَفَىٰكِ عَلَىٰ نِسَآءِ ٱلۡعَٰلَمِينَ.آل عمران۴۲

ترجمه: و یاد کن هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته است و تو را بر زنان جهان برگزیده است.

در نزد الله متعال معیار برتری فقط تقوا است نه مرد یا زن بودن:

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ.الحجرات۱۳

ترجمه: ای مردم همانا ما شما را از یک مرد و یک زن آفریده‌ایم و شما را ملت‌ها و قبیله‌ها گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید در حقیقت ارجمند‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست بی تردید خدا دانای آگاه است.

وَمَن يَعۡمَلۡ مِنَ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ مِن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَـٰٓئِكَ يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ وَلَا يُظۡلَمُونَ نَقِيرٗا.النساء۱۲۴

ترجمه: و کسانی‌که کارهای شایسته انجام دهند چه مرد باشند و چه زن، در حالی که مؤمن باشند، ایشان وارد بهشت می‌شوند و به‌قدر نقیری(ذره‌ای) مورد ستم قرار نمی‌گیرند.

مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗۖ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ.النحل۹۷

ترجمه: هرکس از زن ومرد کار نیک کند و او مؤمن باشد، بی‌گمان به زندگی پاک و پسندیده‌ای زنده‌اش می‌داریم و مسلما به آنان بر حسب نیکوترین آنچه می‌کردند، پاداش می‌دهیم.

پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و سلم همان‌گونه که دعودت‌شان برای مردان عام بود برای زنان نیز عام بلکه ایشان در جامعه‌ای به پیامبری مبعوث شدند که دختران زنده بگور می‌شدند و زنان هیچ حقی نداشتند حتی بر مال خود نمی‌توانستند تصرف کنند.

در چنین فضایی پیامبر صلی الله علیه و سلم دعوت شان را آغاز نمود و در دعوت‌شان هیچ امتیازی بر مردان قایل نشد حتی که در بشارت دادن به بهشت همان گونه که چند مرد را به بهشت بشارت دادند چند زن را نیز در این خوشخبری شامل فرمودند مانند حضرت خدیجه و ام سلیم رضی‌الله عنهما.

حالا می‌رسیم به مواردی که حقوق زن و مرد در اسلام متفاوت است.

۱‌- میراث:

حقوق زن و مرد در میراث متفاوت است و مرد دو برابر زن در میراث حق دارد اما اگر خوب به قضیه دقت شود می‌بینیم که زن میراث بیشتری می‌برد نسبت به مرد. چطور؟ زن اگر دختر است تا وقتی در خانه‌ی پدری خود است نفقه و مصارفش به دوش برادران است همان برادرانی که دو برابرش در میراث سهم برده‌اند. وقتی هم به خانه‌ی شوهر می‌رود تمام مصارفش به عهده‌ی شوهر است. پس این زن سهم میراثش کامل برایش می‌ماند و برای هیچ‌کس نیاز نیست مصرف کند.

زن اگر مادر است تمام مصارفش به عهده‌ی پسر یا پسرانش هست.

پس عملا مرد اگر دو برابر سهم می‌برد تمام سهمش را دوباره مجبور است یا برای مادر یا برای همسر و یا برای خواهر مصرف کند و در مقابل زن سهمش را بدون هیچ کم و کاستی‌ای برای خود نگه می‌دارد. حالا می‌بینیم که در حقیقت سهم زن بیشتر از سهم مرد است.

۲‌- شهادت:

در شهادت دادن، شهادت دو زن بجای یک مرد قبول می‌شود و این به چند دلیل است:

اولا: اینکه زنان عموما درخانه هستند و از بیرون خانه کمتر خبر دارند پس زمانی که یک زن شهادت می‌دهد شهادت زن دوم تقویتش می‌کند. دوما: زنان بخاطر رافت قلبی که دارند به حال دیگران بیشتر دل‌سوزی می‌کنند، پس اگر دو زن شهادت بدهد گویا که یک‌دیگر را تقویت می‌کنند و امکان اینکه از روی دل سوزی شهادت بدهند کم‌تر می‌شود.

۳‌-طلاق:

طلاق نیز یکی از مواردی است که امروزه جهان غرب صدای آنرا بلند می‌کنند و اعتراض دارند که چرا اسلام حق طلاق را به مرد داده است و زن از آن محروم است؟ ابتدا باید اشاره شود که زن کاملا از حق طلاق محروم نیست بلکه شرایطی دارد که ذیلا میآید.

اما از نظر روانشناسی زن‌ها مخلوقات کاملا احساسی هستند و بیشتر از روی احساسات تصمیم می‌گیرند به همین خاطر است که در جامعه می‌بینیم دختران بیشتر فریب می‌خورند و در دام هیولاهای انسان‌نما می‌افتند. پس به این خاطر طلاق از دست زن گرفته شده تا آنی تصمیم نگیرند و در لحظه زندگی خود را تباه نکنند.

از سوی دیگر حق طلاق کامل از زن گرفته نشده بلکه در مواردی که در حق زن ظلمی صورت گیرد   می‌تواند با شکایت در نزد قاضی یا شورای محل طلاق خود را از مرد بگیرد.

۴‌- سرپرستی:

سرپرستی در شریعت به مرد داده شده و این یک برتری نیست بلکه یک نوع تقسیم کار است که کار در خانه به دوش زن هست و در بیرون خانه به دوش مرد. پس وقتی مرد در بیرون خانه‌ است تجربه اش در سرپرستی کردن خانه و خانواده بیشتر از زن است و بهتر می‌تواند خانه را سرپرستی کند. این نه ظلم در حق زن است و نه چیز دیگر فقط یک تقسیم کار است و بس.

۵‌- ازدواج متعدد:

آخرین موردی که مرد با زن تفاوت دارد در مسایل شرعی ازدواج است که مرد می‌تواند هم‌زمان تا چهار تا ازدواج یا همسر داشته باشد و زن در یک زمان فقط می‌تواند با یک مرد زندگی کند و نه بیشتر.

در این مورد هم حکمت‌های زیادی نهفته است که به شرح زیر است:

الف: در هر زمان و مکان تعداد زنان بیشتر از مردان بوده‌است چونکه مردان بیشتر در جنگ‌ها سهیم هستند و زن‌ها در خانه، پس تعداد مردانی که کشته می‌شوند به همان تعداد زن هم بیوه و بدون سرپرست می‌شود، اگر این زنان بدون سر پرست رها شوند جامعه به سوی نابودی کشیده می‌شود. کافی است فقط یک جستجوی کوتاهی در اینترنت داشته باشید و از آمار کشته شدگان در جنگ جهانی اول و دوم خود را مطلع کنید تا درک کنید که چرا اسلام چند همسری را جواز داده است.

از سوی دیگر در بین تولد ها هم اگر نگاه شود تولد دختر بیشتر از پسر است. شما در اطرافیان خود نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید که به ازای هر چند دختر یک پسر متولد می‌شود. به این خاطر اگر برای مردان اجازه‌ی داشتن چند همسر داده نشود، تعداد زیادی از زنان بدون شوهر می‌مانند که این امر هم در جامعه باعث فساد و بی‌بند و باری خواهد شد. طبق اطلاعات امروزی که از اینترنت بدست می‌آید در تمام کشورها آمار دختران بیشتر از پسران است.

ب: اگر برای یک زن اجازه‌ داده شود تا چند همسر بگیرد، باعث اختلاط نسل‌ها و بروز مشکلاتی از این قبیل خواهد شد که معلوم نمی‌شود که از نسل که پیدا شده و از کی است؟

ج: از نظر جسمی نیز زنان نسبت به مردان با تفاوت‌های زیادی رو به رو هستند که ایجاب می‌کند تا مرد چند همسر داشته باشد. اول اینکه زنان از قوه‌ی جنسی کمتری نسبت به مردان برخوردار هستند که همین امر باعث می‌شود یک مرد هم‌زمان بتواند با چند زن باشد اما یک زن نمی‌تواند جواب‌گوی چند مرد باشد. دیگر اینکه زنان در ماه حدودا ده روز را به عادت ماهوار مبتلا هست که در این مدت شوهر نمی‌تواند با او نزدیکی کند، پس اگر مرد در این مدت همسر دیگری داشته باشد به راحتی می‌تواند غریزه‌ی انسانی خود را تسکین دهد و گرنه رفته رفته به فکر چاره جویی از راه حرام خواهد شد.